|
اللًّهُـ‗‗ـمَ صَّـ‗ـلِ عَـ‗ـلَى مُحَمَّـ‗‗ـدٍ وَ آلِ مُحَمَّـ‗‗ـَد و عَجِّـ‗ـلّ فَّرَجهم
|
ىر شكوه نزول یکی قطره باران
بر لبانت
هستی آغاز شد .
تولدی
زندگی ی
انسانی !
پدری !
بابا تولد تون مبارک ...
رونوشت
1-.مامان
2- محسن
3- اهالی وبلاگ فا ........
چقدر چین و چروک ها ابهت و جبروت پدرانه را به مظلومیت و معصوم بودن مبدل کرده ...

اما دل ام در آتش بود و سوزندگی ؛این آتش را در گلوی خویش احساس می کردم.وباد مرا از پیش رفتن مانع می شد ...

ســـ كــــ و ت ...
از باغ می برندچراغانی ات کنند
تا کاج جشن های زمستانی ات کنند
پر کرده اند صبح تو را ابرهای تار
تنها به این بهانه که بارانی ات کنند
یوسف! به این رها شدن از چاه دل مبند
این بار می برند که زندانی ات کنند
یک نقطه بیش فرق رحیم و رجیم نیست
از نقطه ای بترس که شیطانی ات کنند!
ای گل گمان نکن به شب جشن می روی
شاید به خاک مرده ای ارزانی ات کنند
آب طلب نکرده همیشه مراد نیست
گاهی نشانه ایست که قربانی ات کنند

کارم به یکی طرفه نگار افتادا
گر داد من ش ک س ت ه دادا دادا
ور نه من و عشق هر چه بادا بادا
راز این داغ، نه در سجدهی طولانی ماست
بوسهی اوست که چون مُهر به پیشانی ماست
شادمانیم که در سنگدلی، چون دیوار
باز هم پنجرهای در دل سیمانی ماست

|
سراپا اگر زرد و پژمرده ایم چو گلدان خالى لب پنجره اگر داغ دل بود، ما دیده ایم اگر دل دلیل است، آورده ایم اگر دشنه دشمنان، گردنیم گواهى بخواهید، اینک گواه دلى سر بلند و سرى سر به زیر
|
آیین عشق بازی دنیا عوض شده ست
یوسف عوض شده ست، زلیخا عوض شده ست
...
سر همچنان به سجده فرو برده ام ولی
در عشق سال ها ست فتوا عوض شده ست
...
خو کن به قایقت که به ساحل نمی رسیم
خو کن که جای ساحل و دریا عوض شده ست
...
آن با وفا کبوتر جلدی که پر کشید
اکنون به خانه آمده ،اما عوض شده ست
...
حق داشتی مرا نشناسی به هر طریق
من همچنان همانم و دنیا عوض شده ست
فاضل نظري

.

السلام علی البدن الصّلیب..
السلام علی الشّیب الخضیب...
خواهید به سوی دوست پرواز کنید
یازندگی دوباره آغاز کنید
یک پنجره از اتاق تنهائی تان
هرصبح به سمت کربلا باز کنید
------------ 
گریه بر حسین ثواب داره ،درست!
ثواب نخواستیم ...
دوست دارم بر حسین گریه کنم و اشک بریزم ؛فقط!
مداح.!!! وقار را رعایت کن!
از جملات ی که در شان معصوم ومجلس امام نیست حذر کن!
"هر کی حاجت نداره بره بیرون "!...
"در هر مقامی هستی خجالت نکش ؛گریه کن؛داد بزن " !...
لازم نیست تمام اتفاقات را بازگو کنی ...
اعتدال را رعایت کن !
----------------------

به ياد مادربزرگي مهربان كه تنهايمان گذاشت در روزي باراني و سرد ...
امروز كوچه ي مادر بزرگ هست ؛ اما نه از مادر خبري هست ونه از خانه!نه آن درخت انار و نه آن گلخانه با آن گلهاي شمعداني و يخ!.نه از حوض آبي وسط حياط ونه ...!!
کنون که سوگ رفتنت نشسته در نگاه من
به جزء که گريه سر دهم،چه دارم از برای تواکنون تو با مرگ رفته ای و من اینجا تنها به این امید دم میزنم که با هر نفس گامی به تو نزدیک تر میشوم . این زندگی من است...

حاجب بروجردی قصیده ای زیبا در مدح امیر المومنین ، علی (ع) سروده که شاه بیت آن این بود :
حاجب اگر محاسبه حشر با علیست
من ضامنم که هر چه بخواهی گناه کن!
همان شب در عالم رویا مولا علی بن ابیطالب (ع) به خواب ایشان آمده و فرمودند :
اگر چه محاسبه در دست ماست اما اگر اجازه بدهی من بیت آخر شعرت را اصلاح کنم!
حاجب عرض میکند :
یا مولا شعر برای شما و در مدح شماست!
حضرت علی(ع) می فرماید پس بیت آخرت را اینگونه بنویس :
حاجب اگر محاسبه حشر با علیست
شرم از رخ علی کن و کمتر گناه کن

![]()
عشق تا بر “دل” بیچاره فرو ریختنی ست
دل اگر کوه، به یکباره فـــرو ریختنی ست
خشت بر خشت برای چه به هم بگذارم؟
من که می دانم دیواره فرو ریختنی ست
آسمانی شدن از خاک بریدن می خواست
بی سبب نیست که فواره فرو ریختنی ست
از زلیخـــای درونــــت بگریــــز ای یــــوسف
شـــرم این پیــرهن پـــاره فرو ریختنی ست
هنـــر آن است که عکس تو بیفتد در مــاه
مــاه در آب که همـــواره فرو ریختنی ست
./ . میرم از خودپرداز پول بگیرم، رمزرو میزنم پول بر میدارم، بار دوم کارتو میذارم، رمز رو اشتباه میزنم، یکی از پشت میگه: خانوم رمزتو اشتباه زدیها!...
./. اگر با سرعت 100 كيلومتر در ساعت رانندگي ميكنيد و تا 10 ثانيه ي ديگه بايد پشت چراغ قرمز بايستد واونوقت پاشنه ي كفشتون داخل مشبك هاي كف پوش ماشين گير كرده باشه چه تصميمي ميگيريد ؟...
./. امسال آرزو به دلم موند كه صداي خش خش برگها رو بشنوم ...
از دلبــــرم به بتكـــــــده، نام و نشان نبود در كعبــــــــه نيز جلـوه اى از او عيان نبود
در خانقــــــــاه، ذكرى از آن گلعذار نيست در ديــــــر و در كنيسه، كلامى از آن نبود
در مَــــدْرسِ فقيه به جز قيل و قال نيست در دادگـــــــاه، هيچ از او داستــــــان نبود
در محضـــــر اديــــب شـــــدم، بلكه يابمش ديــــدم كلام، جـــــز ز معــــانى بيان نبود
حيــــرتزده شـــــدم به صفــــــوف قلندران آنجــــا بجــــز مديحتى از قلـــــــدران نبود
يك قطــــره مـــــى ز جام تو اى يار دلفريب آن مى دهد كه در همـه ملك جهان نبود
يك غمزه كرد و ريخت به جان، يك شرر كز آن در بــــارگـــــــــاه قــدس برِ قدسيان نبود

عادت هر ساله اين است كه در روز عرفه پرده ي مشكي خانه ي كعبه كه معروف به (لباس كعبه ) است تعويض مي شود .اين كار توسط خادمان بيت الله الحرام انجام مي پذيرد .اگر شبكه سوم سيما امروز صبح ميهمان خانه هاي شما بوده باشد حتما اين مراسم را مشاهده كرده ايد .تعويض پرده خانه ي دلها ؛ كعبه را !3... ضلع خانه به 15 دقيقه كشيده نشده تعويض شد وپرده اي كه يك سال خاكيان به دامنش چنگ زده والتماس كرده ودامنش را گرفتند به راحتي به زمين افتادند اما ضلع آخر كعبه ؛ سمت درب خانه ،حدود 10 دقيقه به طول انجاميد! پرده ي سياه وآذين شده با آيات پروردگار خود را محكم بسته بود به رويه ي جديد اين خانه ...هر چه رويه ي جديد بالا ميرفت او هم با لا ميرفت وبه آساني 3 ضلع ديگر خود را بر كف حجر اسماعيل رها نكرد ...چرا ؟حكمت چه بود ؟.شايد عهدهايي با او بسته شده بود تا بواسطه شده به پروردگار ابلاغ كند .؟شايد چنگ زدنها وناله هايي را شاهد بوده و ميخواهد همچنان آن پيوندها با او برافراشته باشد بر عرش ربنايي خداوند ؟...يك سال بر گهواره اين خانه زائرين گريستند واو برايشان لالايي خوانده ...يا اينكه هنوز از شراب ناب ناوادن وبارش هاي رحمت صاحب خانه هنوز سرمست نشده ...ويا اينكه دلش اسير بود به اين خانه وتاب دل كندن وجدايي نداشت ...؟/ليكن اين لباس كعبه از تنش بيرون آمد ولباسي نو بر تن كرد .قبل از اتصال ونصب اين لباس با 300 ليتر گلاب ناب قمصر كاشان شستشو داده ميشود ..اميدوارم عبارات "يا حي، يا قيوم" و "يا رحمن يا رحيم" و "الحمدلله رب العالمين" درج شده در نوار زيرين آيات قرآن را امروز ديده باشيد ...

اللهم الرزقني حج بيتك الحرام ....

گر محتسب شکست خم میفروش را
دست دعای باده پرستان شکسته نیست...

به بهانه پيوند آسماني آسماني ترين ها ...حضرت علي عليه السلام وفاطمه سلام الله عليها ...
گر حرفي از عاشق ترين ها در ميان بود
از حيدر و مهرش به زهرا مي نويسم ...

گفتم این عاشقی ما را کشت. دردم به این گفتگو چاره نمی گردد که دچارم کرده ای، بیچاره!
كجا مانده تا نگشته باشم!كجا !؟ مرحمتی کن مرا به دیدن رویت که مدهوش شوم در این چاره ی ناچار خویش.
گفت چشم سر، یارای دیدار من نیست!
به شیوه و شیون چنان دلبري کردم که طاقتم نماند و مدهوش در خواب شدم. در خواب شنیدم صدایش را که گفت ببین مرا!
دامنش گرفتم که چنین-چنین خوبی تو، رهایت نمی کنم تا جان از تنم پر کشد.
از شوق و وجد برخواستم. دستهایم بر گریبانم محکم گره خورده بود!
شنیدم به زبانِ قاری، بانگ می کرد انا اقرب بکم من حبل الوريد ...

ما در ره عشق تو اسیران بلاییم
بر ما نظری كن كه در این شهر غریبیم
بر ما كرمی كن كه در این شهر گداییم
زهدی نه كه در كنج مناجات نشینیم
وجدی نه كه در گرد خرابات برآییم
نه اهل صلاحیم و نه مستان خرابیم
اینجا نه و آنجا نه كه گوییم كجاییم
حلاج وشانیم كه از دار نترسیم
مجنون صفتانیم كه در عشق خداییم
ترسیدن ما هم چو از بیم بلا بود
اكنون ز چه ترسیم كه در عین بلاییم
ما را به تو سریست كه كس محرم آن نیست
گر سر برود سر تو با كس نگشاییم
ما را نه غم دوزخ و نه حرص بهشت است
بردار ز رخ پرده كه مشتاق لقاییم
این چه حرفی است که در عالم بالاست بهشت
هر کجا وقت خوش افتاد، همانجاست بهشت
از درون سیه توست جهان چون دوزخ
دل اگر تیره نباشد همه دنیاست بهشت
عمر زاهد همه طی شد به تمنای بهشت
او ندانست که در ترک تمناست بهشت

خدایا...
جایی بهتر از بهشت خلق كن
برای زیر پای مادرم می خواهم...


امروز روزی بود که :روی تخت بیمارستان نبودم ...
امروز روزی بود که :آرم و زیبا بود...
امروز روزی بود که :عشق به بهترین شکل در دلم موج زد ...
امروز روزی بود که :موشکی بر سرم نبارید...
امروز روزی بود که :با لحن آرام و ملایم گفتگو کردیم ...
امروز روزی بود که :آنقدر سیر بودم که بتوانم به فرزندانم بیشتر بیاندیشم ...
امروز روزی بود که :اطرافم پر از امکانات بود ...
امروز روزی بود که :اطرافم قحطی انسان های شریف نبود ...
امروز روزی بود که :دلم پر بود از بهترین آرزو ها برای شما ...

دل و جان اسیر غم تا کی
خسته محنت و الم تا کی
عمررا صرف هرزه کردن چند
مایه حسرت وندم تا کی
دلم از فکرهای بیهوده
دایم الحزن والنقم تا کی
نقش بی اصل آرزو و امل
بر دل و جان زدن رقم تا کی
محنت رنج نو به نو تا چند
غصه و درد دم به دم تا کی
کرده ها منتج پشیمانی
گفته ها مورث ندم تا کی
در ره دین ودر طریق هدی
اعمی و ابکم و اصم تا کی
جان علوی به قید تن تا چند
دشمنان شاد ومحترم تا کی
آن حق تا به چند خوار وسبک
و آن باطل ولی نعم تا کی
غفلت از یاد آخرت تا چند
غم دنیا وبیش و کم تا کی
گفتن حرف های بیهوده
به نواهای زیر وبم تا کی